أبو علي سينا

50

طبيعيات ( فارسى )

آب هوا شود ، و « 1 » هوا آب شود ، و زمين آب شود ، « 2 » و آب زمين شود ؛ و همچنين حكم آتش . و اين حق است ، - و نه جايگاه دراز كشيدن است « 3 » اندرين كتاب ، و ليكن بتجربت بشايد دانستن : حال گشتن اين جسمها يك بديگر كه : اگر كسى دمهء آهنگران را « 4 » بدمد بسيار - و بنيرو « 5 » ، آن هوا كه اندر وى است آتش گردد ، و اندر گيرد . و « 6 » اگر كسى يخ اندر كوزهء برنجين « 7 » نهد - تا سرماء وى بديوارهاء كوزه « 8 » رسد - جمله قطر هاء آب بر كنارها گرد آيد « 9 » ، نه از قبل پالايش كه اگر بپالايش « 10 » بودى آب گرم اولاتر بودى ، و « 11 » بايستى كه پالايش آنجا بودى « 12 » كه يخ او را ببسودى « 13 » ، و بسيار بود - كه پالايش بلندتر از جايگاه يخ

--> ( 1 ) بى : آب هوا شود و - ط - د - ن . ( 2 ) گردد - ن . ( 3 ) بى : و نه جايگاه الخ - ه . ( 4 ) بى : را - ه ، - به يكديگر كه اگر دمهء آهنگران را - ل . ( 5 ) و بنيرو و - م ، - و پذيرد - آ ، - و نيرو - ه ، - و بيند - ل . ( 6 ) بى : و - ه . ( 7 ) برنجى - ن ، - بريختن - آ . ( 8 ) بى : كوزه - ق - آ - ه - ل ، - بپيرامن كوزه - ط - د - ن . ( 9 ) آيند - ط - د - م - ك . ( 10 ) بالايش اگر بالايش - ه . ( 11 ) بى : و - ه . ( 12 ) بى : آب گرم الخ - د . ( 13 ) آن را ببسودى - م - ك ، - او را ميسودى - آ ، - او را بساودى - ه ، - او را نبودى - ن ، - او را بسودى - ل .